تفریحی سنتر

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه 02 فروردین 1398
نام سال 98 | انتخاب نام سال 98 توسط رهبری و متن پیام نوروزی رهبر
نام سال 98 | انتخاب نام سال 98 توسط رهبری و متن پیام نوروزی رهبر
عیدی همراه اول 98 | کد عیدی همراه اول نوروز 98 + نحوه فعالسازی عیدی 98
عیدی همراه اول 98 | کد عیدی همراه اول نوروز 98 + نحوه فعالسازی عیدی 98
دانلود سریال نهنگ آبی قسمت هشتم 1 تا 8
دانلود سریال نهنگ آبی قسمت هشتم 1 تا 8
دانلود مولودی محمود کریمی شب میلاد حضرت علی (ع) | چهارشنبه 29 اسفند 97
دانلود مولودی محمود کریمی شب میلاد حضرت علی (ع) | چهارشنبه 29 اسفند 97
مهمان دورهمی پنجشنبه 1 فروردین 98 | آیا دورهمی امشب پخش می شود ؟
مهمان دورهمی پنجشنبه 1 فروردین 98 | آیا دورهمی امشب پخش می شود ؟
دانلود فصل چهارم 4 دورهمی نوروز 98
دانلود فصل چهارم 4 دورهمی نوروز 98
دانلود فصل دوم سریال ممنوعه 2 + فصل اول
دانلود فصل دوم سریال ممنوعه 2 + فصل اول
 دانلود فیلم بدون تاریخ، بدون امضا با کیفیت 4K
دانلود فیلم بدون تاریخ، بدون امضا با کیفیت 4K
دانلود سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت نهم - 1 تا 9
دانلود سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت نهم - 1 تا 9
دانلود سریال رقص روی شیشه قسمت پنجم 1 تا 5
دانلود سریال رقص روی شیشه قسمت پنجم 1 تا 5
دانلود فیلم هزارپا دانلود سریال نهنگ آبی دانلود سریال ممنوعه دانلود سریال رقص روی شیشه دانلود هشتگ خاله سوسکه

انشا طنز و غیر طنز ماهی در حوض قالی صفحه 55 نگارش نهم

 انشا مهارت های نوشتاری نهم صفحه 55 درباره ماهی در حوض قالی

انشا ماهی در حوض قالی نگارش نهم

انشا پایه نهم ماهی در حوض قالی

یک روز که برای خرید به فروشگاه فرش رفته بودیم خیلی هیجان زده بودم که چه فرشی خواهیم گرفت، وارد دنیای فرش که شدم با بسیاری از فرش ها با نقش های مختلف روبه رو شدم که آدم دوست دارد همه آن ها را بخرد و هر روز یکی از آن ها را درخانه استفاده کند یا اینکه یک خانه خیلی بزرگ داشته باشم و تمام آن ها را برای خودم در هر گوشه داشته باشم ولی حیف که فقط می توانستیم یکی از آن ها را بخریم.

همینطور که در حال چرخ زدن بودیم ناگهان نگاهم به یک قالی افتاد به زور مادرم را کشاندم که به این سمت برویم، یک قالی با نقش ماهی های زیبا، گیر دادم که مامان باید حتما این را بخری، مادرم که خیلی از آن خوشش نیامده بود الکی به من گفت حالا بزار یه چرخ بزنیم، من گفتم نه همین و همین گیر داده بود، در آخر مادر یک فرش دیگر را انتخاب کرد آن دوران هرچقدر گریه کردم به حرف من گوش ندادند و یک فرش با نقش گل خریدند.

من تا یک هفته با آن ها قهر بودم تا اینکه مادرم قول داد که برایم یک قالی خواهد بافت با نقش ماهی، هرچند دار قالی من که قبلا هم روی آن قالی دار کرده بود کوچک بود ولی در عوض با دستان مادرم درست شده بود، خیلی هیجان زده بودم برای اینکه نقش ماهی در حوض بر روی قالی را ببینم هر روز به مادرم میگفتم  پس کی زودتر تمام می شود، مادرم یک روز گفت بیا کمکم بباف تا زودتر تمام شود.

از آن روز به بعد من هر روز وقتی از مدرسه می آمدم اول کمک مادرم میکردم و مقداری از قالی را می بافتم،  وقتی قالی تمام شد واقعا زیبا شده بود، چند ماهی قرمز زیبا داخل یک حوض بر روی قالی کوچک، آن قالی ماله خود خودم بود و روزهای اول اصلا از او جدا نمیشدم و به نقش های آن خیره میشدم.

انگار ماهی ها با من حرف میزدند خیلی خوب میشد اگر می توانستند حرکت کنند و زندگی کنند و همیشه دوست داشتم یک روز که از خواب بیدار می شوم این اتفاق بیافتد، از آن روزها خیلی میگذرد و من از آن روز که توانستم قالی ببافم عاشق نقش های قالی شدم و این را فهیمدم که نقش های قالی نوعی حس و جان دارند و با آدم حرف می زنند.

 

منبع : مرجع انشا


دیدگاه کاربران


      ارسال دیدگاه
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


تبلیغات بنری

نویسندگان

تبلیغات بنری
مطالب
کدهای اختصاصی